سرپيچی

بعد از يه مدت اومدم..... حالا ميخوام يه ترانه بنويسم.....

راستش يه حدود چند ماهی هستش که شعر نگفتم

اين ترانه واسه ۲۵ خرداده که واستون می نويسم:

****

ميخوام يه آينه بشم و تُو رُو تـو خودم ببينم

ميخوام بـهِت نشون بدم مثلِ تُوام من همينم

 

هر دو تامون آدميم و خدا رُو بنده نمی شيم

به فکر جنگ و جدليم ٬ هيچ وقت برنده نمی شيم

 

از دندهء چپ پا می شيم راستُو تا شب لنگ می زنيم

دروغ و چرت و پرت می گيم ٬ به دل هم سنگ می زنيم

 

من و تُو کله شقيم و کلکل لجبازی داريم

تـو نخِ دوز و کلکيم پيش هم کم نمياريم

 

واسه تفنُنم شده هِی تـو پَر هم می زنيم

قفس می سازيم واسه هم ٬ از خوشيا دل می کنيم

 

ولی ميخوام تُو نباشم از آينه سرپيچی کنم

از تَهِ دل داد بزنم : « که تُو تُويی و من منم »

/ 6 نظر / 8 بازدید
M.CH

سلام. مهراز جان! منو که ميشناسی؟ . . . . . . کارات خيلی جالبه و سوژه های جديدی داره. ولی خيليا دارن زيرآبت رو ميزنن.... ولی خيالی نيس!! هواتو داريم ...... ترانه های نفرت بنويس ...... ممنون

مهراز

سلام..... والا به جا نياوردم!!!!!! اشکال نداره بذار بزنن!!

andru

Salam mehraz jan karat mesle hamishe jalebe ! ama kheili bi khabar mizary maro . bazam k habaram indafe digeh bahoone nadary , ham id mo dary ham telamo , montazeram ...jigareto bokhoram

niloofar

سلام عزیز خوبی؟ خوشی؟ سلامتی؟همه خوبن؟ اگه وقت داشتی ... حوصلت شد .... در کل اگه بیکار شدی پیشم بیا خیلی خیلی خوشحال میشم مرسی که اومدی من منتظرما!... آبی باشی... بای بای

رضا قاضيانی

شعر بسيار خوبی بود ....... منو ياد آهنگ مرجوم فرهاد انداخت : می بينم صورتمو تو آينه .. با لبی خسته می پرسم از خودم ... اين غريبه کيه از من چی ميخواد ؟ اون به من يا من به اون خيره شدم ..... شاد باشی و موفق

مسافری از رشت

شما بلدی بازار گرمی کنیا