بالاخره اومدم....

سلام

شرمنده که اين وبلاگو تحمل کردين!!!

*****

عـَرعـَر

صدايت را چنان عـَرعـَر شنيدم / دعايت را به گوش کـَر شنيدم

نمی گيرم تُو را تحويل ٬ جانم! / که حرفت از زبان در شنيدم

*****

 تقديم به دختر ماه و مهر من!!!


تو شعرای سپید من جایی نمونده واسه تو

سیاهی و دربدری از جلوی چشام برو

 

برو دیگه دوس ندارم یه لحظه پیشم بمونی

دیگه نمی خوام تو گوشم شعرای غمگین بخونی

 

اگه نمیری خوب بدون که دشمن جون منی

دلم می خواد هر جوری هست جلو چشام جون بکنی

 

دنیای من روشنه و تو دشمن روشنیا

خورشید من داره میاد دور شُو برو از اين ورا

 

می خوام روزای خوب من شکنجهء جونت بشه

سپیدیای من تو رُو تا پای مُردن بکشه

 

سیاهی و دربدری غصهء ناتموم من

چقَد باید گریه کنم؟ از من و گریه دل بکن

 

دختر ماه و مهر من اومده و پشت در

اونم دلش می خواد غمُو از روزگارم ببره

تقديم به . . . . !!؟؟

/ 5 نظر / 16 بازدید
fekr kon khodamam!

منالاطيرزشنتالت نعلفرزبه ل خفنهغزهغل خعغفلحخهتعحربطث خعلی

slayer

نه بابا.............

MERAJ GHEYBI

خیلی از شعرهای شما خوشم اومد واقعا عالی بود من که حال کردم !!!

بهاره

سلام مهراز . وبلاگ قشنگی داری .