میلم کشیده....

میلم کشیده از همه دنیا جدا شوم

در گوشه‌ای بمیرم و سر...به...هوا شوم


آئینه را چنان به سرم خُرد می‌کنم

تا مثل یک گریخته در انزوا شوم

یک لحظه از تمام غمم کم نمی‌شود

هی می‌زنید این در و آن در که پا شوم؟!

 

بود و نبود من به کسی بَر نمی‌خورد،

می‌خواهم از ادامه‌ی بودن رها شوم


چیزی نمانده از من و.... این لحظه‌های سخت...

مجبور می‌کند غزلی بی صدا شوم

قلبم نمی‌زند، به گمانم که مُرده‌ام

باید حضورِ یکسره رو به خدا شوم

 

شرمنده‌ام، ادامه‌ی این شعر منتفی‌ست

میلم کشیده از همه دنیا جدا شوم.

(تهران - زمستان 8١)

/ 88 نظر / 21 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شهرزاد

سلام تبریک میگم بخاطر برگزیده شدنتون در جشنواره ادبی ایشالله همیشه موفق باشید با آرزوی موفقیت و رسیدن به مراحل بالاتر بازم تبریک میگم

سلام. منم تبریک میگم!

سیتکا

سلام شعر زیبایی خواندم با سپاس از حضورتان[گل]

عباس

تبریک تبریک تبریک. جایزه ادبی قدر مبارکت باشه. ایشالله که همیشه از این جایزه ها و بهتراشو بگیری

سپیدهای رنگارنگ

سلام باشعری به روزم وقتی ویلچر دُر می گشت موتوری بر سیب می گازید ومنتظر نقد شما

فرزانه

سلام مهراز جان وبلاگت خیلی حرفه ای تر شده. تبریک میگم موفق باشی و خوشحال

بهاره

سلام خوبی؟شعرات خیلی قشنگن و همینطور خوشحالم که موفقیتتو میبینم.آرزوی موقیت بیشتر برات دارم. شاد باشی.[چشمک]

بهارک

قششششششششششششنگ بودمتنات دلنشینه چون میل منم کشیده ازهمه دنیاجداشم